تحقیق اهمیّت و لزوم ادراک از منظر قرآن و روایات  شامل  45 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد اهمیّت و لزوم ادراک از منظر قرآن و روایات می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

فصل اول:مفهوم شناسی ادراک

 «معنای لغوی»

لفظ «ادراک»، مصدر فعل اَدْرَک یُدرک ادراکاً می‌باشد.

«ادراک الشیء» به معنای رسیدن و لحوق به چیزی می‌باشد. و وقتی گفته می‌شود: «أدْرَکَ المسأله»، یعنی به آن مسأله پی برد و آن را فهمید.

و یا وقتی گفته می‌شود: «ادرکَ الشیءَ بِبَصَرِهِ» یعنی آن چیز را با دیده (چشم) خود دید.

راغب در کتاب مفردات خود ماده اَدرَک را این گونه معنا می‌کند:

اَدرَک: بَلَغ أقْصَی الشِّیء: رسیدن به نهایت یک چیز را درک و ادراک آن چیز گویند.[۱]

و در فرهنگ ابجدی مهیار درک به معنای رفع پوشیدگی یا ابهام آمده است.[۲]

ابن اثیر در النهایه خود ماده الدّرک را این گونه معنی می‌کند. الدّرک: اللّحاق و الوصول إلی الشیء. اَدْرَکْتُهُ إدراکاً وَ دَرَکاً.

یعنی درک کردن همان رسیدن و وصول به یک چیز می‌باشد.[۳]

و لذا اَلْمُنْجد، المُدْرِکات و المَدارِک را همان حواس پنجگانه معنی و ترجمه می‌کند.[۴]

در فارسی نیز این لفظ در همین معانی بکار رفته است. چنان که در فرهنگِ لغت فارسی عمید، إدراک را مصدر لغت درک به معنای درک کردن، دریافتن، دررسیدن، پی بردن و فهمیدن گرفته‌اند.[۵]

در زبان انگلیسی این لغت را با واژه (Perception = ادراک) و (Knowledge = معرفت) و (understanding = فهمیدن) برابر دانسته‌اند.[۶]

در حقیقت تعلّق گرفتن معرفت انسان به چیزی را ادراک همان چیز دانسته‌اند، همچنان که ادراک چیزی عبارت است از تعلّق گرفتن معرفت ما به آن چیز و لاغیر.[۷]

نکته: در این نوشتار و از این پس، استفاده ما از واژه‌هایی نظیر علم، شناخت، معرفت، ادراک، آگاهی و مانند آن تفنّن در عبارت است و در حقیقت بین آن‌ها تمایزی که بین آنها در دقّت نظرهایی که در علم لغت‌شناسی اعمال می‌شود وجود ندارد. یعنی همه این واژه‌ها را به یک معنی می‌گیریم.

دانشمندان علم را، صورت حاصله­ی از شیء در نزد عقل دانسته‌اند.

«العلمُ هو الصّورهُ الحاصله من الشیء عند العقل».

و همچنین در کلام بزرگان دینی علم و ادراک به معنی‌ای بالاتر از محفوظات ظاهری معنی شده است. کأنّه علم نوعی نورانیّت است. یا شاید نوعی ادراک برتر نیز وجود دارد که از آن تعبیر به نور و ضیاء کرده‌اند و خصوصیت آن هم این است که «ظاهراً لنفسه و مُظهراً لغیره» می‌باشد. یعنی هم خودش ابهام ندارد و هم ابهام غیر خودش را می‌زداید.

ابن سینا; درک و ادراک را این گونه معنی می‌کند:

«درک الشیء هو أن تکون حقیقته متمثله عند المدرک» یرید أن یبین أن ادراک الشیء هو حصول صورته عند العقل.[۸]

«درک شیء آن است که حقیقت آن در نزد ادراک کننده متمثّل گردد».

البته برای ادراک انواعی ذکر کرده‌اند که برای آشنایی بیشتر به کتاب گرانسنگ الاشارات و التنبیهات، ج ۲، ص ۳۲۳ مراجعه گردد.

مرحوم ملاصدرا; هم ادراک را حصول صورت شیء برای مدرِک می‌داند: «و الإدراک لیس الاّ حصول صوره الشیء للمدرک»[۹] «و ادراک نمی‌باشد مگر حصول صورت شیء در نزد ادراک کننده».

تعریف شناخت و معرفت

واژه «شناخت» امروزه کمتر از اصطلاح «معرفت» در گفتار و نوشتارِ معرفت‌شناسانِ فارسی‌زبان، استفاده و به کار برده می‌شود.

شناخت، از مفاهیم بدیهی و غیر قابل تعریف است. دلیل این که شناخت، قابل تعریف نیست این است که گفته‌اند: ما همه چیز را به علم می‌شناسیم، اگر بخواهیم علم را به علم تعریف کنیم این تعریف، دور مصرّح خواهد بود، و اگر بخواهیم به غیر علم بشناسیم لازم است اوّل آن غیر علم را توسط علم بشناسیم آنگاه علم را به وسیله آن بشناسیم چنین تعریفی نیز به مثابه همان دور مصرّح است. آنچه در تعریف شناخت و یا علم گفته می‌شود تعریف حقیقی نبوده بلکه تعریف تنبیهی است، یعنی مطلبی که در ذهن مخاطب موجود است لیکن مورد تنبّهِ او نیست و با الفاظ مُشابه و کلمات معادل، آن معنای مرتکز در صحنه ذهن او برجسته و بارز نشان داده می‌شود.

از جمله تعاریف لفظی که برای شناخت ذکر می‌شود این است که شناخت عبارت است از آگاهی به واقعیّت و یا راه پیدا کردن به واقعیّت.[۱۰]

بار دیگر اعلام می‌کنم که مقصود ما از واژه‌هایی مثل ادراک، معرفت، علم، شناخت همان مطلق آگاهی می‌باشد. و امّا اختلاف نظر علماء در ماهیّت ادراک، به خاطر خفاء آن نیست بلکه به علّت شدّت وضوح آن می‌باشد. بوعلی; در این باره می‌فرماید:

«و أعلم أنّ العلماء اختلفوا فی ماهیّه الإدراک اختلافاً عظیماً و طوّلوا الکلام فیها لا لِخِفائها بل لِشدَّه وضوحِها».۱]

یعنی اختلاف علماء در ماهیّت ادراک و اطاله کلام در این امر به خاطر خفاء معنی ادراک نیست بلکه به خاطر شدّت وضوح آن است.

مفهوم وسیع شناخت شامل هر نوع آگاهی و ادراکی نظیر حقیقت وحی و الهام و انواع مکاشفات و مشاهدات عرفانی و شناخت حسّی و شناخت عقلی می‌باشد.[۱۲]

(ادراک) علم و معرفت از منظر قرآن و روایت

چنان که قبلا یک بار متذکّر شدم در روایات ما سخن از گونه‌ای دیگر از علم آمده که ویژگی‌های آن با علوم متعارف فرق دارد.

مقصود از علم و معرفت و ادراک در قرآن و روایات معصومین: از سنخ «ساینس» و علوم متداول در فرهنگ غرب نیست بلکه از سنخ دیگری است که با تعبیر نور و ضیاء از آن یاد می‌شود.


جهت دانلود متن کامل تحقیق اهمیّت و لزوم ادراک از منظر قرآن و روایات کلیک نمایید


نظرات()   
   
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic