یکشنبه 17 اردیبهشت 1396  09:47 ق.ظ

مقاله چین در شاهنامه شامل  30 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از مقاله های جامع و کامل در مورد  چین در شاهنامه  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

« گسترده‌ترین سرزمین های حوزه‌ی فرمانروایی شهریاران ایران باستن، از سوی خاور تا مرز قلمرو حکمرانی شاهان کهن چین کشیده شده بود. ایرانیان و چینیان، روزگاران درازی از باختر تا خاور آسیا را زیر نفوذ و چیرگی‌های خود داشتند. در درازنای آن دوران‌ها، تیره‌های قومیِ ساکن سرزمین‌های ایرانی و چینی، پیوسته با یکدیگر در پیوند و داد و ستد بودند. آشکار است که چنان همسایگی و رفت و آمد و بده بستانی، اثرهای بسیاری در تمدن و فرهنگ هر دو گروه قومی برجاگذاشته است و می‌توان این اثرها را در زمینه‌های گوناگون بررسید و پژوهید. »

(اسطوره و حماسه ایران – ۱۳۸۳ – ص ۲۳ )

« چین، هم‌چون ایران، یکی از کهن‌ترین خواستگاه‌های تمدن‌های بشری است که بیش از ۳۵۰۰ سال سابقه تاریخی مکتوب دارد. و تعجبآور نیست که فردوسی در مقام راوی تیزبین و موشکاف فرهنگ ایران باستان و شاعری که با بین عمیق و ژرف به روابط تاریخی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ملت خود با ملل دیگر می‌نگرد، به چین پهناور و با عظمت، توجهی خاص مبذول داشته و به کشف نوعی همبستگی تاریخی و تفاهم دیرین، که ریشه در هزاره‌ها دارد، دست یافته باشد.

از سخنان فردوسی درباره ایران و چین، چنین برمی‌آید که این دو کشور، علی‌رغم آن‌که در تاریخ طولانی روابط مشترک خویش، گاهی برخوردها و اصطحکاک‌هایی نیز داشته‌اند و در ماجراهایی مانند نبردهای بزرگ ایران و توران و خاقان چین و … درگیر شده‌اند، اما معمولاً روابط فرهنگی و سیاسی و اقتصادی آن‌ها، در بیشتر ادوار، مبتنی بر تفاهم و احترام متقابل بوده است. »

( منصور رستگا فسایی – فردوسی و هویت‌شناسی ایرانی – ۱۳۸۱ – ص ۲۹۰ )

بررسی جامع تأثیر چین و حضور آن در شاهنامه، بسیار وسیع است و « اما باید این نکته را هم متذکر شد که ما ایرانیان تاکنون، آن‌گونه که باید و شاید، به کاوش و پژوهش در این راستا نپرداخته و آگاهی‌های گسترده و فراگیری از ساختار پیوندهای دو مجموعه‌یِ بزرگِ اجتماعی و فرهنگی ایران و چین کهن نداریم. »

( مترجم جلیل دوستخواه- بنیادهای اسطوره حماسه ایران – ۱۳۸۳ – ص ۲۳ )

امیداروم که این تحقیق مختصر، خود، بابی باشد برای پژوهش و تحقیق بیشتر خودم در این‌باره در آینده.

اقوام در شاهنامه :

« اقوامی که از ایشان در شاهنامه بیش از همه سخن رفته است گذشته از ایرانیان، تورانیان و رومیان و هندوان و چینیان و تازیانند.

این ملل جمله همسایگان ایرانیان بودند و از قدیم‌الایام با آنان دوستی و دشمنی داشتند و از اینجاست که نام هر یک از آن‌ها، در حماسه‌های ایرانی راه یافت و داستان‌ها از ایشان پدید آمد و از جنگ و صلح ایرانیان با ایشان سخن‌ها رفت …

اما چینیان اغلب با تورانیات مشتبه و متحدند و شاه توران با خاقان ترک گاه عنوان خاقان چین می‌یابد.

روابط ایرانیان با چینیان در عهد پهلوانی زیاد نیست و تنها گاهی خاقان چین با افراسیاب تورانی یاری می‌کند و به جنگ ایرانیان می‌آید و چنان‌که می‌دانیم، رستم، خاقان چین را خم کمند افگند و از پشت پیل به زیر آورد. اما روابط چینیان و ایرانیان در عهد شاهان ساسانی زیاد و قابل اعتناست.

(ذبیح‌الله صفا – حماسه سرایی در ایران – ۱۳۸۳ – ص ۲۵۶ )


تأثیر اسطوره‌های چین در شاهنامه فردوسی

« « جهانگیر کورجی کویاجی » که از پژوهشگران پارسی هند است، بیشتر جستارهای او، در زمینه‌ی برابرسازی روایت‌ها و اسطوره‌های شاهنامه فردوسی با اسطوره‌های اقوام دیگر و یا پژوهش‌های وی درباره‌ی خود اسطوره‌های شاهنامه، بارها در ایران، در گسترۀ دید شاهنامه شناسان قرار رگفته است. وی جستای دارد در زمینه‌ی برابرسازی پاره‌ای از اسطوره‌های شاهنامه فردوسی با روایت‌های چینی.

از دید ایشان، فردوسی هنگام سرودن شاهنامۀ خود، بر روایت‌های چینی آگاهی داشته و از آن‌ها سود جسته است. »

( مهوش واحددوست – نهادینه‌های اساطیری – ۱۳۷۹ – ص ۷۸ )

« جالب توجه است که در هر افسانه‌ای که معادل چینی داشته باشد، فردوسی یکی، دو بیت، درباره چینی بودن آن می‌آورد »

( همان ص ۸۰ )

« کویاجی در پیوند با اسطوره‌های سکایی و اسطوره‌های ایرانی و اسطوره‌های چینی چنین می‌گویند : میان داستان‌های سکایی محفوظ در شاهنامه، و شماری از داستان‌های چینی، تشابه نزدیکی وجود دارد. تعیین اینکه کدام یک از این دو، تحت تأثیر دیگری قرار گرفته است، در زمان حاضر، امکان‌پذیر نیست … نژاد سکایی که طی قرن‌ها بر آسیای مرکزی مستولی بود و تأثیر وسیع و عمیقی بر سرزمین های چین و ایران و هندوستان داشت، دارای شخصیتی ممتاز بود. و همانگونه که گنجینۀ داستان‌های ایرانی را غنی ساخت، به همان اندازه، در اساطیر چینی نیز تأثیر به جای نهاد … لوفر (Laufer) بر این نکته تأکید دارد که، در فرهنگ و باورهای چینی، اقوام مختلف سهم به‌سزایی داشتند…

نژاد سکایی بر اثر اهمیت و نفوذ خود مقامی ویژه داشت … نژاد سکایی با موقعیت جغرافیایی خود، میان چین و ایران، می‌توانست یا داستان‌های خود را در این دو سرزمین ارائه دهد و یا داستان‌های یکی از آن دو را، به دیگری منتقل سازد. در هر صورت بین داستان‌های سکایی شاهنامه و چین تشابه‌هایی می‌یابیم. »

(همان – ص ۷۰ )

« به گواه اسناد تاریخی در قرن هفتم و هشتم پس از میلاد تا قرن دوم بعد از میلاد، ترکان القایی جز در شمال چین و در صحرای گبی در هیچ جای دیگری وجود نداشتند. در این دوران تنها سکاهای آریایی از سرزمین‌های روسیه به خاک ماد و آشور و حتی بخش‌های غربی آسیا تا سواحل مدیترانه هجوم می‌آوردند و مادها با آنها می‌جنگیدند، بعدها نیز کوروش و داریوش به دفعات با آنها جنگیدند. وانگهی تنها در قرن دوم پس از میلاد بود که ترکان از صحراهای شمال چین به اسیای میانه هجوم آوردند و جنگ‌های حماسی شاهنامه ملهم از دفاع ایرانیان دوران اشکانی در برابر یورش ترکان به مرزهای آن سوی جیحون است. رستم که خود از نژاد سکاها و ساکن سکستان و یا سبیستان است در این جنگ‌ها، دلاوری‌ها از خود نشان می‌دهد. فردوسی در شاهنامه این همه را به نظم آورده است. »


جهت دانلود متن کامل مقاله چین در شاهنامه کلیک نمایید


نظرات()   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic