شنبه 13 بهمن 1397  10:51 ق.ظ

مقاله   ارسطو در مباحث اخلاق  یکی از تحقیق و مقاله های جامع و کامل و دارای منابع معتبر که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد

مقدمه :

آن زمان که آدمی چشم خود را به عالم هستی گشود، فهم معنای هستی و پرسش ازحقایق درون و بیرون پیوسته به عنوان پرسشی بنیادین برای او مطرح بوده است. او پس از آن که شناختی فی الجمله از علوم نظری، آلی و عملی حاصل نمود و به فهم معنای هستی و رمز و راز و غایت خلقت آدمی بار یافت از آن رو که اولاً موجودی مدنیٌ بالطبع است و در درون اجتماع بشری با دیگران تعامل و ارتباط دارد و ثانیاً می دانست که عبث آفریده نشده است و باید در جهت تربیت نفس، کسب فضیلت و سعادت و خدمت به دیگران گام بردارد؛ به تدریج وارد حوزه اخلاق شده و در می یابد که معنای نیک و بد، خیر و شر و حُسن و قبح چیست. هم هنگام او دو پرسش بنیادین را که در مباحث اخلاقی دوران باستان نقش محوری داشت در صدر پژوهش های خود قرار می دهد:

۱ ـ زندگی خوب برای انسان چه نوع زندگی است؟

۲ ـ آدمی برای این که زندگی خوب و سعادتمندانه‌ای را داشته باشد، چگونه باید زندگی کند؟

بحث و بررسی پیرامون جایگاه و منزلت علم اخلاق در ارتقاء آدمی به فضایل اخلاقی و نیل به سعادت و زندگی نیک از مهم ترین دغدغه های آدمی در طول تاریخ بوده است. امّا از آنجا که بحث اخلاق از آن زمان که در کانون توجه برخی از اندیشوران قرار گرفت تا اخلاقی که امروزه از آن سخن به میان می آید تاریخ تطور بلندی به جهت معنا و کارکرد داشته است و بی تردید بررسی تاریخ این تفکر در این مقال نمی گنجد. از این رو بر آن شدیم تا صرفاً به مطالعه تطبیقی علم اخلاق ارسطویی، به عنوان مبدأ و خاستگاه یک علم اخلاق کاربردی و مدوّن و علم اخلاق از دیدگاه دکارت در سده هفدهم میلادی بپردازیم. این مقایسه به چند دلیل حائز اهمیت است: اولاً متوجه خواهیم شد که اگر تفکر افلاطون، آن گونه که وایتهد توجه داده است، بر کل تاریخ تفکر غرب سایه انداخته است، چنان چه خوب بنگریم ردپای اخلاق ارسطویی و سلطه بلامنازع او را حتی در و بر آثار فیلسوفان اخلاق متأخر باز خواهیم شناخت؛


جهت دانلود متن کامل مقاله  ارسطو در مباحث اخلاق کلیک نمایید


نظرات()   
   
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات