تحقیق تئوری‌ها و مدل‌های مرتبط با تبیین باروری و تغییرات آن  شامل  46 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های  تئوری‌ها و مدل‌های مرتبط با تبیین باروری و تغییرات آن  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

باروری پدیده ای است که تحت تأثیر عوامل گوناگونی قرار دارد. در جوامع و محیط‌های اجتماعی مختلف، که شرایط و ویژگی‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر آن‌ها متفاوت است رفتار باروری می تواند تحت تأثیر این عوامل در طی زمان‌های مختلف دچار تغییر شده و متفاوت باشد. به‌سان تمام مباحث علمی در حوزه‌ی باروری هم، چارچوب مفهومی و نظری متعددی برای تعیین مؤلفه‌های مؤثر بر رفتار باروری ابداع شده است. بنابراین، مقاله به بررسی برخی تئوری‌ها و مدل‌هایی که به تبیین باروری و تغییرات آن می‌پردازند ، بیان شده است.

۲-۱- تئوری ها

 ۲-۱-۱  تئوری گذار جمعیت شناختی اول[۱]

تئوری گذار جمعیت شناختی این واقعیت را مورد بررسی قرار می‌دهد که چگونه جمعیت‌ها از وضعیتی که سطح زاد و ولد و مرگ و میر هر دو بالا و در نتیجه رشد جمعیت پایین است، به وضعیتی انتقال می­یابند که در آن سطح زاد و ولد و مرگ و میر هر دو پایین و باز هم رشد جمعیت پایین است (زنجانی و دیگران، ۱۳۷۸: ۷۱). و در نتیجه‌ی این تحولات، جمعیت جامعه از یک تعادل معین بیولوژیک به تعادل دیگر از نظر اقتصادی، اجتماعی می رسد. بنابراین رشد جمعیت نه تابع رفتارهای زیست شناختی، بلکه تابع رفتارهای “عقل گرایانه” می شود (سیدمیرزایی، ۶۹:۱۳۷۹).

این تئوری، که در طول چند دهه پارادیم غالب در جمعیت­شناسی بوده است، کاهش باروری را ناشی از فرایند صنعتی­شدن[۲]، شهرنشینی[۳]، و به طور کلی توسعه اقتصادی[۴] می­داند. بر این اساس استدلال می شود که تغییرات در صنعتی شدن، شهرنشینی و توسعه اقتصادی، ابتدا باعث کاهش مرگ و میر می شود، سپس به دلیل افزایش احتمال بقاء فرزندان میزان باروری کاهش می یابد (حسینی، ۹۲:۱۳۸۳). به بیان دیگر، کشورها در مسیر حرکت به سمت توسعه اقتصادی- اجتماعی و مدرنیزاسیون گذار جمعیتی را تجربه می­کنند.

از لحاظ پدیده شناسی، انتقال جمعیتی را نتیجه تحولات اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی باید دانست که در تغییرات باروری و مرگ و میر و در نتیجه اثرگذاری روی رشد جمعیت منعکس می شود و از سوی دیگر خود منشاء آثار و نتایج اجتماعی و اقتصادی است (سید میرزایی، ۱۷۱:۱۳۷۷).

در قالب تئوری انتقال جمعیت شناختی، اولین تبیین جامع تغییر باروری توسط نوتشتاین (۱۹۴۵، ۱۹۵۳) صورت گرفت. او استدلال می کند که وقتی مرگ و میر بالاست باروری به وسیله‌ی حمایت‌های پشتیبانان اجتماعی و فرهنگی نظیر آداب و رسوم ازدواج و سازماندهی خانواده در سطح بالا نگه داشته می شود. با کاهش مرگ و میر، دیگر پشتیبانان ضروری نیستند. در همین زمان جامعه صنعتی شهری جدید با منهدم کردن پشتیبانان و کاهش اهمیت اقتصادی خانواده سنتی، شانس پیشرفت فردی را افزایش داده و در نتیجه، باعث کاهش باروری می شود (حسینی، ۹۳:۱۳۸۳).

مدل کلاسیک انتقال جمعیت شناختی بر اهمیت توسعه‌ی اقتصادی- اجتماعی و نوگرایی به عنوان عوامل علی کاهش باروری تأکید دارد. از این رو این تئوری تفاوت باروری مناطق را در درجه‌ی توسعه یافتگی آن‌ها جستجو می کند و ادعا می کند که رابطه‌ای معکوس بین باروری و توسعه اقتصادی وجود دارد. و بر این اساس می توان گفت که انتقال جمعیتی نتیجه فرآیند توسعه در طول تاریخ است (همان).

از سوی دیگر نوتشتاین[۵] به تأثیر از ساندرز[۶] معتقد بود که شکل جدید خانواده کوچک، محصول جامعه صنعتی شهری است و در این شکل‌گیری خانواده، علل و عوامل فراوانی وجود دارد که برخی از اهمیت بالایی برخوردارند. برای مثال وظایف بسیاری که در زمینه‌های تولید، آموزش، قبلاًبر عهده خانواده بود، از آن گرفته شد و به سازمان‌های اجتماعی دیگر محول گردید. به علاوه ایجاد زمینه‌های تحرک برای جمعیت جوان، وجود آزادی و بی‌نام بودن فرد در زندگی شهری، شکل جدیدی از زندگی اجتماعی را به وجود آورد. در این دوران که توسعه سریع تکنولوژی وجه مشخص و بارز آن است، مهارت‌های جدید به وجود آمد و موقعیت‌های نو برای رشد فردی ایجاد شد. آموزش و نگرش عقلانی به زندگی اهمیت فراوان پیدا کرد. در نتیجه هزینه پرورش کودک رو به افزایش و فعالیت‌های اقتصادی برای کودکان رو به کاهش گذاشت. کاهش سریع مرگ و میرها منجر به افزایش ابعاد خانواده گردید که مالاً منجر به کاهش باروری و تعدیل رفتار باروری شد، و بالاخره موقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی برای زنان به تدریج به وجود آمد (سیدمیرزایی، ۱۳۷۷).

ولی این استدلال نوتشتاین در معرض نقادی بسیاری از متفکران قرار گرفت. عمده ترین انتقادها این بود که او برای عوامل اقتصادی اهمیت زیادی قائل شده در حالی که به عوامل فرهنگی توجه نکرده و به تغییراتی که در الگوها و ارزش‌ها در فرآیند نوسازی به وجود می آید، توجهی نداشته است. بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی الزاماً منجر به کاهش باروری نمی‌شود مگر اینکه حدی از توسعه اجتماعی و اقتصادی محقق شده باشد. از طرف دیگر، توسعه اقتصادی می‌تواند در مواردی مشوق باروری نیز باشد، زیرا افزایش تقاضای نیروی کار، منجر به تشویق ازدواج، و افزایش باروری می‌شود و تحقیقات متعدد نیز نشان می‌دهد که باروری در جوامع کشاورزی سنتی رابطه مستقیم با افزایش ثروت داشته است؛ مانند انگلستان و هلند که در زمان انقلاب صنعتی شاهد افزایش باروری بودند (Chesnais,1986: 5 به نقل از سیدمیرزایی،۱۳۷۷).

هرچند بررسی و تبیین کلان و انتزاعی تغییرات جمعیتی کشورها و مناطق مختلف بر مبنای این تئوری مفید است ولی بررسی عمیق و تجربی شرائط تاریخی و فرهنگی و ویژگی‌های هنجاری هر جامعه‌ای مستلزم استفاده از رویکردهای بومی و گزینه‌ای است. استفاده از این تئوری زمانی مفید است که: ۱) اطلاعات دقیق و کافی از وضعیت کشورها و جوامع مختلف در دسترس نباشد. ۲) فقط در پی توصیف تغییرات جمعیتی باشند. ۳) به ابعاد و الزامات نهادی و هنجاری نپردازند.

ولی چنانچه در پی بررسی و تبیین تجربی و واقعی از شرائط و اقتضائات وقایع حیاتی و بعد خانواده باشند، استفاده از رژیم‌های جمعیتی، کاراتر، پایاتر و معتبرتر خواهد بود (ابراهیم پور، ۱۳۸۲).

وضعیت جمعیت شناختی دو کشور در مراحل قبل از آغاز دوره انتقال ویژگی‌های مشخصی داشت که عبارت بود از باروری بالا برای جبران سطح بالای مرگ و میر. لذا می توان گفت در این نوع جمعیت‌ها، خانواده جایگاه ممتازی دارد و هویت جامعه به گونه‌ای است که افراد خانواده خود را موظف به تولید مثل می‌کرده است و این طرز فکر ناشی از یک اعتقاد عمومی بود که دین و اعتقاد هم به نوبه خود به آن جنبه تقدس می داد.

۲-۱-۲ تئوری گذار جمعیتی دوم[۷]:

تئوری گذار جمعیتی دوّم نیز یکی از چارچوب­هایی است که عمدتاً برای تحلیل روند تحولات خانواده در کشورهای پیشرفته صنعتی پس از جنگ جهانی دوّم (نظیر افزایش میزان­های طلاق، گسترش آزادی جنسی، کاهش باروری، افزایش سن ازدواج، افزایش زندگی­های مشترک بدون ازدواج[۸] و رواج فرزندآوری خارج از حیطه ازدواج مطرح گردید. نظریه گذار دوّم جمعیتی، تغییرات بنیادین ارزشی و گسترش ایده­های پست­ ماتریالیستی، یعنی تأکید بر استقلال فردی و خود تحقق­بخشی را عامل تغییرات نوین خانواده تلقی می­کند (عسکری­ندوشن و همکاران ۱۳۸۸: ۱۲).

مفهوم گذار جمعیتی دوم، اولین بار توسط ون‌دکا ولستاق مطرح و بکار گرفته شد. این مفهوم برای توضیح تغییرات جمعیتی در کشورهای غربی بعد از سال­های ۱۹۵۰ وضع شد. لستاق و ون­دکا مفهوم گذار جمعیتی را به­عنوان چارچوبی برای توضیح تغییرات قابل ملاحظه­ای که در شکل خانواده و همچنین تغییرات ناشی از کاهش ناگهانی و بسیار زیاد باروری که در کشورهای اروپایی غربی از دهۀ ۱۹۶۰ به بعد مشاهده شد بکار بردند (Van de kaa, 2003:2).


جهت دانلود متن کامل تحقیق تئوری‌ها و مدل‌های مرتبط با تبیین باروری و تغییرات آن کلیک نمایید


نظرات()   
   
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات